حرف دلی رو که اینبار نوشتم اینجا ٬ شاید یکی از درد و دل های شبهای دور تنهاییمه ٬ با دفترم...
اما تفاوت امروز با دیروز من ٬ تنها نبودن منه... امروز کسی رو دارم٬ که همیشه هست ٬و تمام دالان های تاریک تنهایی روح من٬ از وجود افکار بزرگ اون پر شده.... این حرف دل قدیمی و خاک گرفترو این بار می نویسم ٬تا به یاد بیارم هیچ چیز تلخ تر ازتنها شدن نیست... و کنار همین حرف ٬به یاد بیارییم ٬ تنها نموندن.. به شرطی زیباست ٬ که زیبایی رو در دو احساس پیدا کنیم و زیبا تر بسازیمش.. نه اینکه فقط خیال زیبا زندگی کردن رو با کسی بسازیم ٬ که اگر اشتباه کنیم.. شاید ما خیال عشق رو بسازیم و ٬ اون حقیقت یک هوس! و تنها دلیل تنها نبودنم ٬ امروز ٬ بودن بهترین من ٬ از میان تمام فاصله هاست...! شاید روزی به تنها بودنم مغرور بودم ولی امروز ٬ به تنها نبودن... ![]()
![]()
حرف از کدامین درد ؟٬ ... وقتی که درد تو نا گفتنیست !
حرف از کدامین غم؟ ٬
وقتی که نام غم حتی .. به گوشهای بسته خوشدلان این شهر نا آشناست.....
تلاش نمی کنم هرگز برای تنها نماندن...!
وقتی که هر روز .. بعد خنده های مکرر لبان ترک خورد از سیلی روزگار.. ٬ باز هم تبسم میکنم!
که حیف ٬ زندگی هنوز مثل همیشه است..
سراسر سوالهای بی جواب زیاد و کم....٬ که بغض مانده در گلو را بزرگ و بزرگتر می کند....
کسی پاسخم نمی دهد !!!
حرف از کدامین زخم٬ وقتی که زخم٬ دیگر آن نیش های پشه نیمه جانی نیست٬
که بر دستان کوچک کودکیم ٬ بزرگترین درد زندگی ام بود !!
حرف از کدامین شب ٬ که در شب ٬ دیگر فرصت آن شور ودغدغه های کودکی نیست ٬ برای شنیدن لالایی مادر !
مانده ام بی پناه ٬ در سکوت ٬ شب های مانده را می شمرم....
نه ! من دیگر نگران روزهای رفته نیستم٬ نیستم !
به روزهای نا رسیده می اندیشم.. که چگونه مثل گذشته مرا در زمانه گم خواهد کرد ؟!!
روزهایی که رفتند و هرگز نفهمیدند ٬ ثانیه هایش..٬
من چگونه به انتظار لحظه ای شاد ٬ بر دیوار سادگی تکیه زدم !
گلایه دیگر بس است !!
حرف از کدامین عشق؟! ٬ عشقی که تنها معیار انسان است ٬
وقتی که دیگر انسانی نیست !
ریحان. یکی از درد و دل های شبهای دور تنهایی.
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/03/15ساعت 4:51 بعد از ظهر توسط ریحانه
|
