گناه من, بی گناهی قلبیست, که هرگز از لذت عشق هیچ نفهمید... و سهم من از عشق, لبخند کوچکی بود که از هراس جدایی, بر لبم میمرد..... ریحان![]()
+
نوشته شده در شنبه 1386/08/26ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط ریحانه
|

درکجای لحظه گم شد خاطرات خوب من.. تا کجای قصه خواهد برد ما را سرنوشت !؟ این سزای هر خطای کرده و ناکرده نیست ! بیش از اینها سرنوشتم تلخی غم را نوشت....
ریحان
+
نوشته شده در جمعه 1386/08/18ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط ریحانه
|
