تبليغاتX
اولین اشک... - کودکی ام خاک شد..

 

چه زیباست که در نگاه ساده کودکی ,
 
عشق را ساده پیدا کنی
 
 
و بی دلیل , شریک خنده های پاکی
 
باشی ,که از جدایی هیچ نمی داند ..
 
ای کاش از بهار عمرم , اینقدر نمی گذشت
 
اینگونه زیاد , که خوب بدانم درد جدایی را ..
 
زمین , هر لحظه می خواند که باز کودکی متولد شد..
 
و قلبی که هنوز از جدایی هیچ نمی داند..
 
من ای کاش
 
 , همان روزها که خنده هایم پاک و ساده
بود ,
 
نمی رقصیدم از ساز بد آهنگ روزگار مست ,
 
که تلخ است ........
 
کودکی ام خاک شد, زیر سکوت خشمی که شکست
 
شکست پیاله را , به نام بزرگی عقل
 
و قلبی که از عشق جاودانه , ساده گذشت..
 
اگر قرعه مرگ به نام من بود , درآن روزهای پاک,
 
ناگاه همه میگفتند, آه....
 
نگاه کودکی که ساده زیسته بود ...., چه پاک بود..
 
او گناهی نکرد
 
هرگز به ساز روزگار, از قلبی جدایی نکرد.........

 

مهربانم...خوشحالم که همیشه هستی و همیشه هستم...

ریحان.86.5.3

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط ریحانه |